POST MUSIC

INTRODUCTION

RULES

IMAGES

VIDEOS

ENTERVIVE

MUSIC

ARCHIVE

HOME PAGE

Forums

REGISTER

ADS

CONTACT US

نام کاربری :

رمز عبور :

منوی اصلی


09 : 36 : 34
تاریخ : 29/2/1391


موضوعات

بدون موضوع (عمومی)
داستان های کوتاه
اندیشه های مثبت
اندیشه های من


لینک دوستان

بزرگترین مرجع قالب سایت و وبلاگ

تبلیغات و آگهی رایگان

مرکز مشاوره و راهنمایی

ابزار وبمستر هفت آسمان

در خلوت تنهایی

مثبت اندیشان

مجله ی موفقیت

میلاد تهرانی


تبلیغات


آخرین ارسال های تالار گفتمان
عنوان پاسخ بازدید توسط

خدافظی برای همیشه

نویسنده :یلدا andisheoafkar

موضوع : مطالب عمومی

بازدید : نفر

نظرات


میرم برای همیشه.....

 



شرمندگی

نویسنده :یلدا andisheoafkar

موضوع : اندیشه های من

بازدید : نفر

نظرات


دیروز شرمنده ی کل عالم و آدم شدم....

چقدر روزه بدی بود...خب تقصیر خودمه...

نتیجه ی کنکورم 

خب دیگه چیکارش کنم؟؟؟بشینم غصه بخورم؟دیروزم همش با غصه و ماتم تلف شد!!!!بسمه

این یه شکست بود ...تو این شکست بود که زیبایی های موفقیت رو درک کردم... ستاره هارو  تو  آسمون تاریک میشه دید!!!

اشکال نداره...قول می دیدم چیزی که لایقش هستم رو بدست بیارم....هنوز بلند پروازی هایم ناپدید نشده

 



ماه رمضان...

نویسنده :یلدا andisheoafkar

موضوع : مطالب عمومی

بازدید : نفر

نظرات


دیشب برام چندتا مسیج اومد درباره ی ماه رمضون...این یکی رو بیشتر از همش دوست داشتم:

نام عملیات: رمضان

رمز عملیات: علی یا عظیم

محل عملیات: منطقه ی عمومی نفس اماره

نوع عملیات:نفوذی

هدف: پاک سازی قلب

سلاح: دعا و نیایش

عملیات با نام،نامی زهرا (س) آغاز شد....

 

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مبارک (خدا به هممون صبر و تحمل بده.....)

10 12 روزی نیستم...مواظب خودتون باشین...نماز روزهاتونم قبول قبول باشه...منم دعا کنید...خیلی خیلی دوستون دارم:-*



بلند پروازی هایت نگذار ناپدید شوند!

نویسنده :یلدا andisheoafkar

موضوع : اندیشه های من

بازدید : نفر

نظرات


 

فقط وقتی دچار مشکل و ناراحتی میشین یاد آرزوهاتون میوفتین...

در بقیه موارد اجازه میدین آرزوها و بلند پروازی هایتان محو و فراموش شوند...

اگر هر روز و هر لحظه به آرزوهای بزرگ خود بیندیشید قدرتمندتر میشوید و انگیزه چندین برابر...

فایده ای ندارد موقعی که کمی کمرت خم شده است فکر پرواز بکنی...پر پروازت کو؟؟؟

آرزو فقط زمانی که تبدیل به تصمیم جدی شود،موثر است.این آرزو عزمی راسخ را خواستار است و در آخر قدرت خلاقی تولید میکند که به آن میگویند :  نتیجه ی عمل

بالاخره به چیزی که می خواستم  رسیدم...

اگر خواسته ای که، با سعی و تلاش دنبال نشود،بلند پروازی که،بی وقفه به آن پرداخته نشود،بدون این که ردپایی برجای بگذارن ناپدید میشود.

 

اجازه ندهید خواسته ها و بلند پروازی هایتان ناپدید شود



تنـــــــــــوع

نویسنده :یلدا andisheoafkar

موضوع : مطالب عمومی

بازدید : نفر

نظرات


تنوع ضد افسردگی است.

تنوع به ما روحیه می‌دهد.

تنوع جریان، حركت و نشاط می‌دهد.

طبیعت اگر پربركت است، به خاطر تنوع فصول آن است.

به رنگ‌ها، به تنوع رنگها دقت كنید. سه رنگ در طبیعت بسیار زیاد است و این حتما پیامی برای ما دارد.

روشنی خورشید و سفیدی آفتاب حتما حامل پیامی برای ما می‌باشد.

آبی آسمان و دریا حتما برای ما پیام دارد.

سبزی طبیعت هم همینطور.

زندگی خود را به این سه رنگ آغشته كنید.

مثال : تغییر مکان دادن موفقیت از بلگفا به اینجـــا... تنوع همراه با پیشرفت....

با تشکر از دوست خوبم htpp://sevensky.ir



ما سزاوار عشق و احترام هستیم...

نویسنده :یلدا andisheoafkar

موضوع : اندیشه های مثبت

بازدید : نفر

نظرات


 

دوستای خوبم سلام

تا جایی که می تونین این جمله رو برا خودتون تکرار کنین که :

ما سزاوار عشق و احترام هستیم....

بیاین به خودمون  اهمیت بدیم برای خودمون ارزش های زیادی قائل بشیم...

درون همه ی ما انسان ها عشقی وجود داره که واقعا زیباست...باید ارزش های خودمون رو بشناسیم و قبول کنیم که سزاوار بهترین ها هستیم...

نقطه ضعف های خودتون رو فراموش کنین و به زیبایی هاتون فکر کنین...

احساس حقارت رو برای همیشه کنار بزارین...

زیبایی افراد رو در ظاهرشو جستجو نکنین ، زیبایی ها در درون و نفس ما انسان هاست...

مامانم میگه : یلدا وقتی دختر بدی میشی و گستاخی میکنی احساس میکنم زشت ترین دختری هستی که می بینم ولی...

یه داستانی بود،احتمالا شنیده باشین!

یه دختره که از نظر ظاهری خیلی زشت بود وارد مدرسه ی تازش میشه و تو کلاس پشت سر یه دختر خیلی خوشگل و زیبا می شینه... بعد یه مدت دختر خوشگله به این دختر تازه وارد میگه:

میدونی تو خیلی زشت و بی ریخت هستی؟

دختره زشت میگه : برعکس من، تو خیلی خوشگل و زیبا هستی.

و از اون لحظه به بعد این دختر که ظاهرش بد ولی باطنش پاک و زیبا بود محبوب تر از دختری که ظاهرش زیبا ولی ذات و باطنش بد بود، میشه...

میگم خوش به حال اونایی که هم ظاهرشون زیباست و هم ذاتشون...

هیچکس بد نیست مگر اینکه خودش بخواد...

به خودمون اجازه ندیم با کسی بد رفتاری کنیم مگر زمانی که طرف مقابلمون با رفتارش بهمون نشون بده که لایق خوش رفتاری نیس...

بد رفتاری کنین باتون بد رفتاری میکنن

مسخره کنین، مسخرتون میکنن

دوس داشته باشین،دوستون میدارن

امید وار باشین،بهتون امیدوار میشن...

خوب باشین تا باهاتون خوب باشن...

زندگی را زندگی کردن را دوس داشته باشین تا دوستتان داشته باشه...

(ما و کائنات )

یه جایی خونده بودم:

محدودیت های ذهن خود را از میان بردارید و احساستان را نسبت به خود تغییر دهید،تا رمز تسلط بر اعمال خود را بدست آورید...این روند باعث میشه دنیای خودتون رو و چیزایی رو که میخواین رو کشف کنین...باید خود باور باشین و توانایی در انجام اعمال خود رو کسب کنین...

دنیا به همین صورت هم زیباست...



داستان یقین، انتخاب و تردید !!!

نویسنده :یلدا andisheoafkar

موضوع : داستان های کوتاه

بازدید : نفر

نظرات



روزی بودا در جمع مریدان خود نشسته بود که مردی به حلقه آنان نزدیک شد و از او پرسید: آیا خداوند وجود دارد ؟ بودا پاسخ داد : آری، خداوند وجود دارد.

ظهر هنگام و پس از خوردن غذا، مردی دیگر بر جمع آنان گذشت و پرسید: آیا خداوند وجود دارد ؟ بودا گفت : نه، خداوند وجود ندارد.

اواخر روز، سومین مرد همان پرسش را به نزد بودا آورد. این بار بودا چنین پاسخ داد: تصمیم با خود توست.

در این هنگام یکی از مریدان، شگفتزده عرضه داشت: استاد، امری بسیار عجیب واقع شده است. چگونه شما برای سه پرسش یکسان، پاسخ های متفاوت می دهید؟

مرد آگاه گفت: چونکه این سه، افرادی متفاوت بودند که هر یک با روش خود به طلب خدا آمده بود: یکی با یقین، دیگری با انکار و سومی هم با تردید !!!



خواسته ی سرباز منطقی هست یا قاعده ی بازی؟

نویسنده :یلدا andisheoafkar

موضوع : داستان های کوتاه

بازدید : نفر

نظرات


 

سلام،نمی دونم چرا ولی خیلی تحت تاثیر این داستان قرار گرفتم؟!

خواسته ی سرباز منطقی هست یا قاعده ی بازی؟

 بعده اینکه داستان رو خوندین دوس دارم نظرتونو بدونم...

 

قاعده بازی

"تمام شد این خانه آخر بود ...

ذوق رسیدن خستگی راه رفته را از تن خسته اش زدود ...

 نفس عمیقی کشید ...

برگشت و به راه آمده نگاهی انداخت ...

 چقدر خانه سیاه و سپید که ایستاده بود ، مکث کرده بود ، تهدید شده بود ، کشته بود ...

 به مهره هایی که گوشه صفحه شطرنج ، میدان کارزار ، افتاده بودند نگاه کرد . شکست خورده هائی که نرسیده بودند ... اما او ، این سرباز شجاع ، رسیده بود و حالا اینجا بود ...

 روی خانه آخر صفحه شطرنج ... او سرباز پیروزی بود که مانده بود ...

- سلام ، خسته نباشی جوان

صدا او را بدنیا برگرداند ..... به خود آمد و به سمت صاحب صدا چرخید .... میشناختش .... وزیر بود ....

وزیر لبخندی زد و با لحنی دوستانه گفت :

-  آفرین ، کارت عالی بود ...خسته نباشی ... خب دیگه میتونی بری . از اینجا به بعد دیگه به عهده منه ....

-  برم ؟! کجا برم ؟ من تازه رسیدم ... ما که هنوز برنده نشدیم .... کار من هموز تموم نشده .

- درسته که هنوز نبردیم اما کار تو اینجا تمومه . باید بری ...

-  باید ؟ بایدی در کارنیست ...من به اینجا رسیدم ...حقمه که ادامه بدم ...

وزیر که دیگر لحن دوستانه ای نداشت با بی حوصلگی گفت :

- حق ؟ حق چیه ؟ اینجا جای تو نیست . این قانونه و تو نمیتونی تغییرش بدی .

- من قانون رو میدونم اگه نمیدونستم تا اینجا نمی رسیدم .

- اشتباه نکن سرباز . در اینکه تو کارت را خوب انجام دادی حرفی نیست اما اگه قانون رو میدونستی باید میفهمیدی که دیگه جای تو اینجا نیست .

با تحقیر نگاهی به صورت سرباز انداخت و ادامه داد :

- ببین اگه قانون بازی را میدونی باید این مطلب مهم را هم بدونی که تو فقط میتونی جلو بری ، در واقع تو یک خط شکنی ...

 یه کسی که راه رو برای بقیه هموار می کنه .... البته کار تو قابل تقدیره .... تو به آخر صفحه رسیدی و ما به موقع از تو تشکر و قدر دانی ویژه می کنیم ...

سعی کن که واقعیت رو درک کنی ... یه نگاهی به اطرافت بنداز . دیگه راهی برای ادامه دادنت نمونده ... منطقی باش

منطق برای او این بود که خودش تا اینجا رسیده پس باید خودش ادامه دهد . نمی خواست جایش را به کسی بدهد

وزیری که در اول راه به احمقانه ترین شکل ممکن از میدان اخراج شده بود ولی حالا می خواست نه تنها پیروزی او را با خود تقسیم کند که قصد داشت همه افتخارات را از آن خود کند ... با خود فکر کرد :

- هر چند که این یه قانون ظالمانه ست اما قانونه و قاعده بازی ... دیگه راهی نمونده که بروم ... راه بازگشتی هم برای من وجود نداره ...اینجا من تموم میشم ...

با لحنی افسرده به وزیر گفت :

-  اما من نمی خوام شکست بخورم

-  تو برو بیرون ، من شاه را مات می کنم و همه برنده میشیم ...

-  اما تو که ...

حرفی نداشت . کاری از دستش برنمی آمد .

به مهره هایی که دور زمین افتاده بود نگاه کرد .نگاه سنگین و پوزخند تلخشان روی دوش خسته اش سنگینی می کرد .

 کاش جای آنها بود ...کاش به اینجا نمی رسید . به مهره هایی که حالا به او می خندیدند حسادت کرد ...

 دست کم آنها از دشمن شکست خورده بودند ولی او کشته دوست بود ...

آهی از ته دل کشید...به راه رفته که دیگر معنایی نداشت خیره شد ... و به آرامی کنار رفت ...



یه سلام...

نویسنده :یلدا andisheoafkar

موضوع : مطالب عمومی

بازدید : نفر

نظرات


سلام

امروز بعده اینکه آزمون تموم شد و اومدیم بیرون چشام پر از اشک شد!!!

نه بخاطر اینکه بد نوشته بودم!

اشکایی که تو چشمام حلقه زد اشک شوق بود...

نه بخاطر اینکه خوب نوشته بودم!

بخاطر نگاه های منتظر مادر و پدر ها... نگاه ها و چشمانی که انتظار اینو میکشیدن که دخترشون با لب خندون از جلسه بیرون میاد یا ...

 

یکی مامان خودم که : بیشتر از من استرس داشت و اینو خیلی خوب میتونستم از رفتارش بفهمم...

نگران ،امیدوار، و دعا گو...

یه انرژیه خوبی گرفتم وقتی که یه موج قوی از  اون همه محبت و عشق و علاقه بهم منتقل شد...

خیلی دوسشون دارم خیلی...

یه معذرت خواهی بابته اینکه تو این چند مدت نتونستم مطالبی مرتبط با موضوع وبلاگ بزارم  ولی از این به بعد به امید خدا...(خدا اینجاست با ما چای مینوشه)

منتظر باشین...

Orkut



دعا برای من و ما...

نویسنده :یلدا andisheoafkar

موضوع : مطالب عمومی

بازدید : نفر

نظرات


 

دوستان: سلام یلدا انشاا... نتیجه ای رو که میخوای رو بدست میاری،برات آرزوی موفقیت میکنم

یلدا: سلام ممنون. انشاا... موفقیت نصیبه همه بشه.

راستش یکم دست و پا شکسته دارم جلو میرم،ولی هنوز اعتماد بنفس (کاذب) و امید رو با خودم به همراه دارم...

من تو اتاقم خواب آرزوهامو دیدم.جمعه میرم تا بتونم بدستشون بیارم و یجورایی میدونم که دوباره بر میگردم به همین جایی که هستم تا در اتاقی پر از تلاش و کوشش خواب آرزوهامو ببینم...

منی که لنگ لنگان دارم جلو میرم رو تشویق کنین،برای تقویت روحیه ی مثبت اندیشم...




مطالب گذشته

·

7 تا جمله!

·

شایعه...

·

می خوام عطارد باشم...

·

واقعا؟!!!...

·

مادر

·

اندیشه دلفینی

·

هرگز با خودت قهر مکن ....

·

مامان پروین...

·

قانون طبیعت چیه؟

·

عروسیه ویلیام و کیت

·

"حکمت"

·

واکنش های احساسی...

·

بياموزيم كه...

·

ما آزادیم...

·

نکات قابل تامل درباره فقر




تبلیغات


اطلاعات
خوش آمدید میهمان

عضو شوید
ارسال کلمه عبور


اخبار سایت

هیچ خبری در این قسمت وجود ندارد !